چگونه رضایت مخاطب سرسخت را جلب کنیم؟

 

نویسندگان رمان‌های عاشقانه به ما یاد می‌دهند که چگونه رضایت مخاطب سرسخت را جلب کنیم

هنگامی‌که دانشجو بودم، استادِ درس نویسندگی به ما گفت که نویسندگان رمان‌های عاشقانه واقعا کار دشواری دارند. بسیاری از دانشجویان تعجب کردند. بیشتر آنها می‌خواستند در آینده در کارگاه‌های نویسندگی لوآ رمان‌های نمادین و جدی بنویسند و چنین مقایسه‌ای برایشان توهین‌آمیز به شمار می‌رفت. چطور یک کتاب عاشقانه می‌توانست با نوشته‌های شاهکار مقایسه شود؟ مگر کل رمان عاشقانه چه چیزی برای گفتن دارد؟ ماجرای زنی که با مردی که دوستش نداشت نامزد می‌شود و بعدها با مرد قوی و فوق‌العاده‌ای که در یک مزرعه کار می‌کند آشنا می‌شود؛ غیر از این است؟

استاد این موضوع را چنین توضیح داد: «این‌طور فکر کنید هر چیزی که تا کنون نوشته‌اید (از یک متن ساده تبلیغاتی گرفته تا خبرنامه بازاریابی و رمان) باید توسط یک مخاطب که در آن زمینه‌ها مانند یک کارشناس دقیق و سخت‌گیر است خوانده شود. خواننده‌ای که همیشه از کتاب‌های عاشقانه لذت می‌برد، تحمل قهرمان‌بازی یا محیط پرخشونت کشتی دزدان دریایی را ندارد.»

سبک عاشقانه می‌تواند صدها زیرمجموعه داشته باشد. این‌که آیا در حال نوشتن رمان عاشقانه در ژانر علمی – تخیلی، تاریخی، فانتزی یا ماورایی (اولین چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد مجموعه گرگ و میش است؟) هستید، باید تمام تلاش‌تان را بکنید تا ذهن مخاطب درگیر شود. اگر این کار را نکنید، خوانندگان به‌راحتی کتاب شما را کنار می‌گذارند و سراغ کتاب‌هایی می‌روند که رقیبان‌تان نوشته‌اند.

اگر در زمینه تولید محتوا فعالیت می‌کنید، احتمالا اصطلاح «بازار اشباع شده برای جلب‌توجه مخاطب» برایتان آشناست. خوانندگان رمان‌های عاشقانه تمایل دارند هر هفته یک کتاب بخوانند و انتشارات هارلکوین به تنهایی هر ماه ۱۲۰ رمان عاشقانه جدید منتشر می‌کند. در چنین محیطی، نویسندگان رمان‌های عاشقانه چگونه موفق می‌شوند؟

خیلی سریع انتظارات مخاطب را به چالش بکشید

ماریا ویل (نویسنده مجموعه عاشقانه افسانه گرگ‌ها) اولین کتابش را با شکستن کلیشه‌ها آغاز کرد. در آن زمان تعداد کتاب‌های عاشقانه ماورایی بسیار زیاد بود. خانم ویل می‌خواست کاری کند که مخاطب بگوید: «وای! تا حالا چنین چیزی ندیده بودم!». بنابراین برای اینکه داستان یک انسان گرگ‌نما (گرگینه) را بگوید، به جای یک شخصیت مردانه از یک آلفای ماده استفاده کرد.

در واقع، در سال‌های اخیر شخصیت زنان قدرتمند در داستان‌های عاشقانه به شدت محبوبیت یافته است. کتاب‌های زنانه دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی دیگر از مد رفته‌اند. همچنین خوانندگان رمان‌های عاشقانه مدت‌های طولانی است که به دنبال رضایت‌مندی هستند.

بنابراین یک نویسنده باید چه کار کند؟ باید مراقب خواننده باشد.

یکی از مشاغلی که به نادیده گرفتن ارزش صنعت استعاره معروف است، بازاریابی است. این رشته پر از اصطلاحات عجیب و غریب، تصاویر انباشته‌شده قدیمی و پست‌های وبلاگ عمومی است که به‌نظر می‌رسد هرگز خیال تغییر و پیشرفت را ندارند. برای جذب مخاطب، قبل از آن‌که محتوای بعدی را بنویسید کمی وقت صرف کنید و ببیینید واقعا می‌خواهید چه کاری انجام دهید.

وابستگی به فرمول

این کاملا درست است که نویسندگان رمان‌های عاشقانه هر قدر هم نوآوری داشته باشند، باز هم نمی‌توانند کل ژانر را تغییر بدهند و از چارچوب آن خارج شوند. آدریانا آندرس (نویسنده کتاب پرفروش بوم سفید) از اینکه از روش‌های مؤثر قدیم هم کمی در رمان‌های عاشقانه‌اش استفاده کند لذت می‌برد. او می‌گوید: «من استعاره‌های دلخواهم را استفاده می‌کنم. مثلا دشمنانی که معمولا عاشقان در رمان‌های عاشقانه دارند.» به عقیده او یک نویسنده خلاق می‌تواند بین کلیشه‌های محبوب قدیمی و روش‌های نوآورانه نوعی تعادل به‌وجود آورد.

در عین حال خانم کیت می‌گوید: «من استعاره‌های قدیمی را به سبک جدید ویرایش می‌کنم. به عنوان یک نویسنده فمینیست، معتقدم هیچ زنی نباید با شرایط جنسیتش تعریف شود. او می‌تواند با شخصیتش به مبارزه با کلیشه‌هایی که درباره دختر خوب / دختر بد وجود دارد بپردازد.» به همین دلیل بیشتر قهرمان‌های کتاب‌های او زنان باکره هستند.

ممکن است برایتان عجیب باشد که زنان قهرمان با استراتژی محتوایی اصلا چه ارتباطی دارند؟ درنظر بگیرید که چگونه خانم کیت توانست با درون مخاطبانش ارتباط برقرار کند و انتخاب جسورانه‌ای انجام دهد. با انتخاب یک سبک قدیمی که در بین مخاطبان معاصرش امتحانش را پس داده بود، درک کرد که چگونه به مخاطبانش همان چیزی را ارائه کند که انتظارش را داشتند.

این یک درس ساده برای تولیدکنندگان محتوا در هر زمینه‌ای است. سعی کنید جایی را بین استفاده از تاکتیک‌های اثبات شده قدیمی و روش‌های جدید بیابید. اگر فقط پست‌های وبلاگ طولانی را تولید می‌کنید، فقط مخاطبان‌تان را فراری می‌دهید. از سوی دیگر، اگر هزاران مقاله کوتاه خبری را از جاهای مختلف جمع‌آوری کنید (تجمیع محتوا)، شاید کار مخاطب برای مقایسه و بررسی همزمان چند مقاله آسان شود، اما به راحتی آن را فراموش خواهند کرد.

فرمول‌ها فقط نوعی راهنما هستند. اگر می‌خواهید کار برجسته‌ای ارائه دهید، نه فرمول‌ها را به طور کامل رها کنید نه اینکه وفادارانه به آنها بچسبید.

سعی نکنید همه را راضی نگه دارید

قرار نیست همه مخاطبان عاشق محتوای شما باشند. پذیرش این امر آسان نیست، اما باید این تفکر همه را کنار بگذارید و فقط به وفادار کردن یک مخاطب فکر کنید. برای برندها این کاملا طبیعی است که برخی افراد با داستان برند آنها مخالف باشند و بگویند که بازاریابی محتوایی کار بی‌ارزشی است، صرفا به این دلیل که بازاریابی است. اما هنوز هم افراد زیادی هستند که از کار آموزشی و سرگرم‌کننده شما قدردانی می‌کنند.

برای خودتان طرح و استراتژی داشته باشید. حتی اگر می‌توانید آن را مکتوب کنید. مانند یک نویسنده رمان عاشقانه هنگامی‌که می‌خواهید بنویسید، از تمام اطلاعاتی که از قبل می‌دانید حمایت کنید. در حقیقت یک استراتژی محتوایی شبیه انتخابی است که زن قهرمان انجام می‌دهد: او بین یک مرد نچسب پولدار و یک مرد جذاب بی‌پول گیر کرده است. او چه کسی را انتخاب می‌کند؟ همه می‌دانند که مرد جذاب را انتخاب می‌کند.

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطلب پیشنهادی